سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
172
طب در دوره صفويه ( فارسى )
در دوره صفويه اعتقاد بر اين بود كه مسلمان بهتر است موى سر خود را از ته بتراشد و اگر موى خود را مىچيند نبايد آن را حلقهوار مانند تاج بچيند و يا همچنانكه رسم بدوىها است بگذارد طرهوار روى صورت بريزد . موهاى سبيل را از بالاى لب كوتاه مىكردند اما انتهاى آن را هر قدر مىشد بلندتر مىساختند . جملهاى ضرب المثل مانند در بين مردم رواج داشت كه مىگفتند : « جهودها سبيل خود را بلند مىكنند و ريش خود را كوتاه تو بايد عكسش را بكنى » . نحوهء زدن موى سر ، سبيل و ريش داراى قواعد و مقرراتى بود كه ايرانىهاى شيعه خيلى به آن پايبندى نشان نمىدادند . سنت بر اين بود كه ريش سفيد شده را نبايد رنگ كرد اما داستانها و قصههاى زيادى وجود دارد كه در آنها از مشكى شدن و براق شدن ريش پس از مراجعت از نزد سلمانى با آب و تاب فراوان سخن به ميان آمده است . مىگويند در زمان خلافت عمر مردى پس از رنگ كردن ريش زن گرفت اما پس از چندى رنگ ريش او از بين رفت و سفيدى آن ظاهر گرديد و خانواده زن به خليفه شكايت كرد و او ازدواج آن دو را باطل اعلام نمود و دستور داد مرد را به جرم تقلب حد بزنند . پادشاهان سلسله صفويه همه ريش پريشتى داشتند و آن را كوتاهتر از حدى كه در سلسلهء پس از ايشان مرسوم شد مىزدند و كاملا روشن است كه رسم آن روز چنين بوده است . فقيهى مىگويد : « مردى را ديدم كه ريشى بسيار بلند داشت و آن را نمىزد به نحوى كه به دو شاخه تقسيم شده بود » . ضرب المثل منسوخى نيز وجود دارد كه مىگويند « هر قدر ريش بلندتر باشد عقل كوتاهتر است » . يكى ديگر از رسوم رايج در آن زمان اين بود كه زن شوهردار بايد هفتهاى يك بار ، زن بيوه دو هفته يك بار و دختر ماهى يك بار موى زير بغل خود را از بين مىبرد و بهترين راه براى انجام اين كار كندن موهاى مزبور بود اما از آنجا كه اين عمل خيلى دردناك بود به تدريج رسم بر اين شد كه توسط دلاك تراشيده مىشد . از نظر مذهبى نيز موهاى زهار مىبايست زائل مىگشتند و براى اين منظور از واجبى استفاده مىشد كه چندان هم بىخطر نبود . واجبى را در خانه هم درست مىكردند . اين ماده مخلوطى بود از آهك نرمشده ، شيرهء چند گياه ، مقدارى روغن تخممرغ و زرنيخ كه آنها را با كمك دوغ تبديل به نوعى مرهم يا ضماد مىكردند . واجبى را معمولا در حمام مورد استفاده قرار مىدادند و مقدارى از آن را روى موضعى كه مىخواستند موى آن را زائل كنند مىماليدند و پس از چند دقيقه روى آن آب مىريختند و آن را مىشستند و به اين ترتيب موها به كلى زايل مىشد . بزرگترين خطر استفاده از واجبى سوزاندن آن در اثر زيادى آهك بود . حكيم محمد چهار نوع طرز تهيه اين ماده را در كتاب خود شرح مىدهد كه در همه آنها از گلاب و مازو استفاده شده است .